۱۳۸۸ دی ۲۵, جمعه

قرآن، پرچمدار اصلاح الگوی مصرف

... كلوا واشربوا ولاتسرفوا انه لایحب المسرفین...

بخورید و بیاشامید، ولى اسراف نكنید كه خداوند مسرفان را دوست ندارد.

در این آیه شریفه خداوند متعال از مردم خواسته است كه به خاطر زیان هاى فراوان فردى و اجتماعى و آثار و عواقب شوم این گناه بزرگ، از اسراف دورى كنند.

اسراف عبارت است از بیهوده خرج كردن مال، در خورد و خوراك زیاده روى كردن، حیف و میل كردن مواد غذایى همچنین به معنى زیاده روى در گناهان نیز مى باشد.

در آیات قرآن كریم و سخن ائمه اطهار (ع) از پرخورى و اسراف به شدت نهى شده است. در قرآن كریم حدود 13بار كلمه اسراف با الفاظ گوناگون به كار رفته است.

در آیه 137سوره طه، خداوند متعال فرموده اند: وكذلك نجزى من اسرف ولم یومن بایات ربه و لعذاب الاخرة اشد وابقى: و این چنین جزا مى دهیم به هر كس اسراف كند و به آیت هاى خداوند نگرود و براى او عذاب سخت و پاینده است.

یا در آیه 67سوره فرقان درباره صفات عبادالرحمن فرموده اند: والذین اذا انفقوالم یسرفوا ولم یفترواوكان بین ذلك قواماً: آنان كه در هنگام انفاق نه اسراف مى كنند و نه تنگ مى گیرند، بلكه بین این دو راه اعتدال را انتخاب مى كنند. در آیه 144سوره انعام هم خداوند متعال فرموده اند: ان الله لایهدى القوم الظالمین به درستى كه خداوند ستمكاران را هدایت نخواهد كرد.

همچنین در آیه 30سوره اعراف فرموده اند: انه لایحب المسرفین ... خداوند مسرفان را دوست ندارد.

اسراف و تبذیر چیست؟

اسراف عبارت از خارج شدن از حد اعتدال است. مثلاً لباسى بپوشیم كه چندین برابر قیمت لباس مناسب ما ارزش داشته باشد یا غذاى گران قیمتى تهیه كنیم كه با یك وعده آن مى توان دهها نفر را از غذاى مناسب و معمول سیر كرد. اسراف همراه با تفاخر و فخرفروشى است. مثلاً به جاى آن كه در منزل قالى مثلاً دستباف یا ماشینى خوب داشته باشیم؛ اقدام به خرید فرش هاى ابریشمى گران قیمت كنیم كه با قیمت هر یك از آن ها مى توان چندین فرش معمول و مناسب تهیه كرد و ... اما تبذیر عبارت از ریخت و پاش است: مثلاً براى یك مهمانى ? نفره به اندازه 10نفر غذا درست كنیم و بقیه غذاها خراب و دور ریخته شود: یا بماند و در اثر ماندن وقتى خورده مى شود، به معده انسان ضرر مى رساند و ...

البته به قول مفسر تفسیر نمونه: بسیار دیده مى شود كه این دو كلمه درست در یك معنى به كار مى روند و حتى براى تاكید پشت سر یكدیگر هم قرار مى گیرند. درباره لزوم دورى از اسراف خداوند متعال آیه 141سوره انعام مى فرماید: و هوالذى انشا خبات معروشات و غیر معروشات والنخل و الزرع مختلفاً اكله والزیتون و الرمان متشابها و غیر متشابه كلوا من ثمره اذا اثمرو اتو حقه یوم حصاده ولا تسرفوا انه لایحب المسرفین:

و او آن خدایى است كه براى شما بستان ها در درختان(مانند انگور) داربستى و درختان آزاد و درختان خرما و زراعت ها كه میوه و دانه هاى گوناگون دارند و زیتون و انار و میوه هاى مشابه به یكدیگر و میوه هاى نامشابه(چون سیب و انار) بیافرید و شما هم از آن میوه ها هرگاه برسد تناول كنید و حق زكات فقیران را بدهید و روز برداشت محصول اسراف نكنید كه خدا مسرفان را دوست نمى دارد.

در آیه 28سوره غافر آمده است: ... ان الله لایهدى من هو مسرف كذاب ... خدا مردم مسرف دروغگو را هرگز هدایت نخواهد كرد.

همچنین در همین سوره آیه 43آمده است: لاجرم انما تدعوننى الیه لیس له دعوة فى الدنیا و لا فى الاخرة و ان مردنا الى الله و ان المسرفین هم اصحاب النار، ناچار آنچه شما مرا به سوى او مى خوانید(از بت ها و فراعنه) آن ها اثرى در دنیا و آخرت به هیچ وجه ندارند و بدانید كه بازگشت همه ما(روز قیامت) به سوى خداست و البته ستمكاران و مسرفان فاسق هم اهل دوزخ هستند.

در آیه 151سوره شعرا هم مى فرماید: ولا تطیعوا امرالمسرفین: از رفتار روساى مسرف ستمگر پیروى نكنید.

و نیز در آیه 34سوره ذاریات مى فرماید: كه آن سنگ ها نزد پروردگار معین و نشاندار براى نابود كردن ستمكاران است.

و همین طور در آیه 83سوره یونس مى فرماید:

فما امن لموسى الا ذریة من قومه على خوف من فرعون وملائهم ان ینتنهم و ان فرعون لعال فى الارض و انه لمن المسرفین(پس از آن همه ظهور معجزات و ابطال سحر ساحران) باز آن مردم باطل پرست به درستى ایمان نیاوردند جز فرزندان قبیله او آن هم با حال ترس از فرعون و اتباعش كه مبادا در صدد فتنه و قتلشان برآیند كه فرعون آن روز در زمین بسیار علو و سركشى داشت و البته او از ستمكاران و سخت متعدى و مسرف بود.

و نیز در آیه 9سوره انبیا مى فرماید: پس (از آن كه اشرار امت گفتار رسولان حق را انكار و در مقام آزارشان برآمدند) ما به وعده اى كه به آن ها دادیم وفا كردیم و هر كه را خواستیم از شّر دشمنان نجات دادیم و مفسدان و مسرفان ظالم را هلاك گردانیدیم.

والذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یفتروا و كان بین ذالك قواماً: كسانى كه به هنگام انفاق نه اسراف مى كنند و نه سختگیرى و بخل مى ورزند، بلكه در میان این دو (كار زشت) حد اعتدال و میانه(كه سخاوت و بخشش) است را مى گیرند.

حضرت على(ع) در این باره فرموده اند:

آگاه باشید مال را در غیر مورد استحقاق صرف كردن، تبذیر و اسراف است. ممكن است این عمل انسان را (به ظاهر) در دنیا بلند مرتبه كند اما مسلماً در آخرت پست و حقیر خواهد بود. در نظر توده مردم (عوام) ممكن است سبب اكرام شود، اما در پیشگاه خداوند موجب سقوط مقام انسان مى شود.

از پیامبر اسلام(ص) درباره لزوم دورى از اسراف روایت شده است كه فرموده اند:

شكمبارگى اسباب نافرمانى خداوند است. كم خورى از پاكدامنى و پرخورى از اسراف است.

امام على(ع) نیز فرموده اند: «از پرخورى دورى كنید كه موجب قساوت قلب، تنبلى در نماز و سبب تباهى بدن است.»

«از پرخورى بپرهیز كه هر كس پیوسته پرخورى كند دردهایش فراوان شود و خواب هاى پریشان ببیند.» البته همه مى دانیم كه پرخورى یكى از مصادیق اسراف است.

در تفسیر نمونه درباره لزوم دورى از اسراف ذیل این آیه آمده است:

جمله «كلوا و اشربوا و لا تسرفوا»: بخورید و بیاشامید و اسراف نكنید كه در آیه فوق آمده است، گرچه بسیار ساده به نظر مى رسد، اما امروز ثابت شده است كه یكى از مهم ترین دستورات بهداشتى همین است. زیرا تحقیقات دانشمندان به این نتیجه رسیده است كه سرچشمه بسیارى از بیمارى ها- غذاهاى اضافى است كه به صورت جذب نشده در بدن باقى مى ماند. این مواد اضافى هم بار سنگینى است براى قلب و سایر دستگاه هاى بدن و هم منبع آماده اى است براى انواع عفونت ها و بیمارى ها. لذا براى درمان بسیارى از بیمارى هاى نخستین گام این است كه این مواد مزاحم كه در حقیقت زباله هاى تن انسان هستند، سوخته شوند و پاكسازى جسم عمل گردد.

عامل اصلى تشكیل این مواد مزاحم، اسراف و زیاده روى در تغذیه و به اصطلاح «پرخورى» است و راهى براى جلوگیرى از آن جز رعایت اعتدال در غذا نیست. در عصر و زمان ما كه بیمارى هاى گوناگونى مانند بیمارى قند، چربى خون، تصلب شرائین، نارسایى هاى كبد و انواع سكته ها، فراوان شده، افراط در تغذیه یا توجه به عدم تحرك جسمانى كافى، یكى از عوامل اصلى محسوب مى شود و براى از بین بردن این گونه بیمارى ها راهى جز حركت كافى و میانه روى در تغذیه نیست.

مفسر بزرگ ما، مرحوم «طبرسى» در «مجمع البیان» مطلب جالبى نقل مى كند كه هارون الرشید طبیبى مسیحى داشت كه مهارت او در طب معروف بود: روزى این طبیب به یكى از دانشمندان اسلامى گفت: من در كتاب آسمانى چیزى از طب نمى یابم. در حالى كه دانش مفید بر دو گونه است: علم ادیان و علم ابدان، او در پاسخش چنین گفت: خداوند همه دستورات طبى را در نصف آیه از كتاب خویش آورده است: «كلوا و اشربوا و لاتسرفوا: بخورید و بیاشامید و اسراف نكنید» و پیامبر ما نیز طب را در این دستور خویش خلاصه كرده است: المعده بیت الادواء و الحمیه راس كل دواء و اعط كل بدن ما عودته: «معده خانه همه بیمارى هاست و امساك سرآمد همه داروهاست و به آن چه بدنت را عادت داده اى(از عادات درست) آن را از او دریغ ندار.

طبیب مسیحى هنگامى كه این سخن را شنید، گفت: قرآن شما و پیامبرتان براى جالینوس(طبیب معروف) طبى باقى نگذارده اند. كسانى كه این دستور را ساده فكر مى كنند، خوب است در زندگى خود آن را بیازمایند تا با اهمیت و عمق آن آشنا شوند و معجزه رعایت این دستور را در سلامت جسم و تن خود ببینند.

متاسفانه مصادیق اسراف در جامعه زیاد است: مصرف بالاى نان و ضایعات موجود، مصرف زیاد آب و هدر روى فراوان این نعمت الهى، باقى مانده غذاهایى كه به زباله دانى ریخته مى شود، نیم خوره میوه جات و ... همه و همه از مصادیق اسراف در جامعه ما هستند.

از امام باقر(ع) نقل است كه، پدرم به شدت از اسراف دورى مى كرد. هنگام غذا اگر خرده هاى نان در سفره بود، مى خورد و مى فرمود: خداوند امت هاى گذشته را به خاطر اسراف عذاب فرمود.

منبع:

اقتصاد در قرآن، حبیب الله تركاشوند

اسلام و الگوي مصرف

درآمدي بر كم و كيف مصرف در عرصه هاي گوناگون بر اساس فقه و اخلاق اسلامي

چيستي مصرف

مصرف كه واژه اي عربي و از آن در زبان فارسي , به هزينه و تعبير consume و consumption در زبان انگليسي به مي شود , مصدر ميمي و اسم زمان و مكان است . از اين رو بايد آن را به معناي خرج كردن و زمان ومكان خرج نمودن دانست , ولي عرب زبانان براي رساندن اين مقصود , بيشتر از تعبير « استهلاك » استفاده مي كنند.

و در اصطلاح اقتصادي , مصرف عبارت است از ارزش پولي كالاها و خدماتي كه توسط افراد خريداري وتهيه مي شود8. البته مقصود ما از مصرف در اين تحقيق , معنايي عام تر وشامل تخصيص بودجه و هزينه كردن امكانات و درآمدهاي عمومي از سوي دولت نيز مي شود.

برخي ديگر براي تبيين مقوله مصرف گفته اند : ثروت , منبع درآمد است و درآمد خالص (در آمد منهاي استهلاك ) به دو منظور استفاده مي شود. بخشي از آن , به انباشتن ثروت و پس انداز اختصاص مي يابد و بخش ديگر , صرف تحصيل لذت مي شود. آن قسمت از درآمد كه صرف به دست آوردن لذت مي گردد , مصرف ناميده مي شود1.

بر اين اساس پس انداز , مبلغي از درآمد است كه به مصرف نمي رسد و مصرف به علاوه پس انداز , مساوي درآمد خواهد بود2.

به هر حال در دانش اقتصاد , مصرف , شامل دو گروه عمده خوراكي ها و غير خوراكي ها است . خوراكي ها , شامل آشاميدني ها , دخانيات , انواع نان , برنج , گوشت , لبنيات , روغن , ميوه و سبزي و غير خوراكي ها , شامل گروه هاي پوشاك و كفش , مسكن , اثاثيه منزل , بهداشت و درمان , حمل و نقل و ارتباطات , تفريحات و سرگرمي ها , خدمات فرهنگي و كالاها و خدمات متفرقه است 3.

گفتني است از نگاه اقتصاد دانان , مهم ترين عامل تعيين كننده مصرف , در آمد است . اهميت اين امر , به حدي است كه از نگاه آنان , مصرف تابع در آمد است , به گونه اي كه هر چه درآمد بيشتر باشد , مصرف بيشتر خواهد بود و برعكس 12.

عوامل تعيين كننده ديگر عبارتند از : داراييها , ماليات , قابل دسترس بودن و هزينه تحصيل اعتبار , انتظارات از آينده در مورد قيمت ها و در آمد4.

از نظر ما , بايد اعتقادات و باورهاي ديني و به طور كلي سطح فكري و فرهنگي آحاد جامعه را نيز از عوامل تعيين كننده مصرف دانست و اين مهم با توضيحات بعدي روشن تر خواهد بود.

ضرورت تدبير در امر مصرف

مصرف , از نگاه اقتصادي , داراي اهميت به سزايي است تا جايي كه اقتصاد دانان , ابراز داشته اند مصرف , در عين اين كه هدف نهايي از توليد و توزيع است , از عوامل موثر در آن نيز ميباشد. بر همين اساس , آنان از اصلي به عنوان : حاكميت مصرف كننده » سخن گفته اند , يعني « اين مصرف كننده است كه به توليدات و چگونگي تخصيص منابع توليد و توزيع شكل مي دهد. » براي مثال , در يك جامعه مبتلا به جنگ , وقتي همه اولويت ها به امر جنگ و دفاع داده شود , توليدات و توزيع ثروت ها نيز در مسير جنگ قرار مي گيرد. بنابراين , مصرف , تنها تابعي از توليد و توزيع نيست , بلكه از سوي ديگر , توليد و توزيع هم تابع مصرف است . به ديگر سخن , ميان مصرف و توليد و توزيع , هم رابطه علي و معلولي وجود دارد و هم اين كه مصرف , ابزار مهمي در توجيه چگونگي توليد است 5. افزون بر اين , چنان كه اشاره گرديد , كم و كيف مصرف و مسائل جانبي آن , پيوندي وثيق با فرهنگ , آداب و رسوم و باورهاي آحاد جامعه دارد و به طور كلي نمي توان از تاثير فراوان اين امر در نيك بختي يا شور بختي آحاد جامعه چشم پوشيد.

اهميت فراوان اين امر , سبب شده است پيشوايان بزرگ دين , با سخن و سيره خود , بر تدبير در مصرف و تقدير معيشت تاكيد ورزند , شيخ طوسي , به سند خود از شخصي به نام حسين نقل مي كند : سمعت رجلا يقول لابي عبدالله (ع ) بلغني ان الاقتصاد و التدبير في المعيشه نصف الكسب , فقال ابوعبدالله (ع ) لا , بل هوالكسب كله ومن الدين التدبير في المعيشه 6. شنيدم شخصي به امام صادق (ع ) عرض ميكرد : به ما گفته اند : اقتصاد و تدبير در معيشت , نيمي از كسب است . حضرت فرمود : نه بلكه اين كار , همه كسب است و از جمله دين (و دين داري ) تدبير در معيشت است .

و در حديثي كه آن را شيخ كليني به سند خود از امام باقر(ع ) نقل مي كند آمده است : الكمال كل الكمال التفقه في الدين و الصبر علي انائبه و تقدير المعيشه 7. همه كمال (انساني ) در سه چيز است : خوب فهميدن دين , صبر نمودن بر مصيبت و تقدير معيشت .

و بنابر نقل ديگري از مرحوم كليني , شخصي به نام معتب مي گويد : در يكي از سال ها كه قيمت ها در شهر مدينه رو به افزايش نهاده بود , امام صادق (ع ) به من فرمود : موجودي گندم ما چقدر است عرض كردم : به قدري است كه براي چند ماه كفايت كند. حضرت فرمود : آن را بيرون برده بفروش ! عرض كردم در مدينه گندم يافت نمي شود! فرمود : آن را بفروش ! چون آن را فروختم , حضرت فرمود : همراه با مردم (گندم خانه مرا) روز به روز خريداري كن ! و افزود : قوت خانه مرا , نيمي از جو و نيمي از گندم قرار بده , خداوند مي داند كه من ميتوانم نان خانه خود را از گندم تامين كنم ولي دوست دارم خداوند مرا در حالي ببيند كه در معيشت خود , حسن تقدير دارم 8.

در ميان روايات , به سخني از امام صادق (ع ) بر مي خوريم كه ممكن است مضمون آن در نگاه بدوي , عدم ضرورت تدبير در امر مصرف و معيشت و شايد مطلوب بودن ترك آن باشد. بر حسب اين روايت كه آن را صاحب بحار از عنوان بصري نقل كرده است , وي مي گويد : قلت يا اباعبدالله ! ما حقيقه العبوديه قال : ثلاثه اشيا , ان لايري العبد لنفسه فيما خوله الله ملكا لان العبيد لايكون لهم ملك يرون المال مال الله يضعونه حيث امر هم الله به ولا يدبر العبد لنفسه تدبيرا و جمله اشتغاله فيما امره تعالي و نهاه عنه فاذا لم يرالعبد لنفسه فيما خوله الله تعالي ملكاهان عليه الانفاق فيما امره الله تعالي آن ينفق فيه و اذا فوض العبد تدبير نفسه علي مدبره هان عليه مصائب الدنيا9 از امام صادق (ع ) پرسيدم : حقيقت عبوديت چيست فرمود : سه چيز : (يكي اين كه ) بنده , در آن چه خدا به او عطا كرده است , مالكيتي براي خود نبيند , زيرا براي بندگان , مالكيتي نيست , ايشان مال خود را مال خدا مي دانند و آن را جايي قرار مي دهند كه خداوند بدان فرمان داده است و عبد , براي خود , هيچ گونه تدبيري نمي كند و تمام اشتغال او در مسيري قرار دارد كه خداوند وي را امر يا نهي كرده است . پس هرگاه بنده , در آن چه خداوند به او ارزاني داشته , مالكيتي براي خود نبيند , انفاق نموده در موردي كه خداوند دستور داده است , برايش آسان مي شود و هرگاه او تدبير خود را به خداوند واگذارد , سختي هاي دنيا بر او آسان مي گردد...

ولي بايد اذعان داشت اين گفتار , هيچ گونه منافاتي با ديگر آموزه هاي ديني در باب ضرورت تدبير در امر مصرف و معيشت ندارد , زيرا در اين حديث , حضرت , در مقام رد تدبير عوامانه كساني است كه فارغ از مشيت و تقدير الهي و صرفا براساس توهمات و تخيلات خود , خط مشي انتخاب مي كنند و در جمع آوري و هزينه نمودن مال و ثروت براي خود استقلال قائل اند و براي تدبير الهي , حسابي باز نمي كنند. به ديگر سخن , حضرت با اين گفتار , « توحيد در تدبير » را آموزش مي دهد , آموزه اي كه با تدبير بندگان در چهار چوب تدبير الهي هيچ منافاتي ندارد , همان طور كه اعتقاد به « توحيد افعالي » (كه از اعتقادات مسلم است ) هيچ گونه تضادي با افعال اختياري بشر ندارد , تضاد وقتي پيش مي آيد كه بشر را در تدبير و فعل خود , مستقل و كار او را در عرض اراده و مشيت الهي ارزيابي كنيم . به تعبير ديگر , رهنمود امام صادق (ع ) در اين روايت , ناظر به مضموني است كه در برخي دعاها وارد شده است , مانند :

لااله الا الله لايقضي في الامور الاانت و لايدبر مقاديرها غيرك و لايتم شي منها دونك 10... و مانند آن چه در زيارت نامه امام رضا(ع ) به نقل از امام جواد (ع ) آمده است : يا من لايدبر الامر الاهو يا من لايغفر الذنب الا هو يا من لايخلق الخلق لاهو11... فشرده سخن آن كه نمي توان پذيرفت اين روايت , مومنان را بر خلاف دستورات صريح قرآن كه مي فرمايد : « ولاتبسطها كل البسط » « و لاتسرفوا » به زياده روي و اسراف و ريخت و پاش اموال , فرمان مي دهد , به يقين چنين نيست .

مي توان مضامين روايت مورد بحث و روايات پيشين را با عنايت به دو بعد و جنبه انسان , يعني بعد طبيعي و حيواني و بعد فطري و الهي او نيز تحليل كرد و گفت انسان ها , در زندگي خود , با دو قسم تدبير , يكي ممدوح و ديگري مذموم , سرو كار دارند قسم نخست , تدبيري است كه در امتداد تسليم خداوند بودن , تفويض امور به او , معرفت و اعتراف به مبدا و هماهنگي با او قرار دارد و مبتني بر عزم , استواري , توكل , پيش بيني و بهره گيري از همه امكانات است و قسم دوم , تدبيري است مبتني بر توهمات , خيال بافي ها , بلند پروازي ها و بي برنامه گي ها و با اموري مانند شيطنت و تزوير و ضعف و عجز سر و كار دارد. بدين ترتيب , مي توان گفت روايت اخير , در مقام نفي تدبير حيواني و شيطاني و روايات پيشين , در پي تشويق به تدبير فطري و الهي اند. از اين رو , تعارضي ميان آن ها متصور نيست .

تنظيم شده توسط موسوي

اثر حجت الاسلام والمسلمين دكتر علي اكبر كلانتري

بخش دين وانديشه تبيان

۱۳۸۸ دی ۱۹, شنبه

بیانیه دفتر نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه یاسوج در محکومیت هتک حرمت عاشورای حسینی

بسم الله الرحمن الرحیم


"عاشورا"؛ گلوگاه خونین تاریخ است و مشهد شاهدان غیور غیب و ملکوت

"عاشورا"؛ میقات عاشقان حق و حقیقت است

"عاشورا"؛ فقط یک حادثه نیست بلکه یک فرهنگ عظیم است به بلندای حقیقت تاریخ

"عاشورا"؛ فقط یک روز خاص در تقویم تاریخ نیست، بلکه در پهنه شناور زمان در جوش و خروش است و نوای عرش عظیم علویان کتب حسینی است که در طول تاریخ بشریت طنین‌انداز است و سرزمینی به وسعت تمامی قلوب عاشق و دلداده سرور آزادگان جهانعرصه پهناور صحرای نینواَ، تنگه تاریخی عبور از "خویشتن خویش" است تا رسیدن به "قرب الهی"

متاسفانه روز عاشورا در حالی که سراسر کشور غرق در ماتم و اندوه سرور و سالار شهیدان بود و مردم در مساجد و حسینیه‌ها به عزاداری و روضه‌خوانی برای مصیبت، ابا عبدالله الحسین(ع) مشغول بودند، برخی از فتنه‌گران و آشوب‌طلبان رسانه‌های بیگانه و دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب اسلامی به خیال باطل خود مبارزه با ارزش‌های والای اسلامی و از صحنه خارج کردن دین مبین اسلام، جبهه قلیل و باطلی در برابر مردم مسلمان و متدین ایران اسلامی شکل دادند و پس از ناکامی در اهانت به ساحت مقدس بنیانگذار جمهوری اسلامی این بار مقدس‌ترین ارزش‌های اسلامی را هدف گرفته و با کف و سوت حرمت عاشورای حسینی را شکستند.

اغتشاش‌آفرینی و تخریب اموال عمومی، سنگ‌پرانی به صفوف نمازگزاران ظهر عاشورا، جسارت به قرآن کریم و حمله به مساجد و حسینیه‌ها بخشی از کارنامه سیاه وارثان یزید در عاشورای امسال بود که موجی از خشم و انزجار مردم عزادار حسینی را در پی داشت و ملت سوگوار ایران را عزادار نمود.

عاشورا را حریمی است عظیم و حرمتی بس عظیم‌تر که بی‌نفخ صور برخاسته تا عرش اعظم است و این همان حرم امن الهی است که حرمت آن برای همیشه تاریخ بشریت باقی است و همان طور که تاریخ گواه است این اقدامات سخیفانه راه به جایی نخواهد برد.

دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاههای استان ضایعه تأسف بار و مصیبت عظمای اهانت فتنه گران کینه توز به مراسم عزاداری حسینی را به ساحت مقدس حضرت ولی عصر (عج)، محضر مقام معظم رهبری و مراجع عظام تقلید به پیشگاه شریف ملت سوگوار حسینی و جامعه دانشگاهی( دانشجویان ، اساتید و کارکنان ) تسلیت و تعزیت گفته و از همه مردم متدین و عاشقان اهل بیت ایران اسلامی می‌خواهد تا با حفظ وحدت حول محور ولایت و تعمیق بینش اسلامی انقلابی ابزار برائت و انزجار خود را از این اقدام ننگین فتنه جویان و فرصت طلبان اعلام کرده و با بصیرت انقلابی خود نقشه های شوم دشمنان اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را نقش بر آب کند.


«دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاههای استان کهگیلویه و بویر احمد»
گروه خبري : ict تاریخ : 1388/10/08

۱۳۸۸ دی ۱۱, جمعه

مصرف می کنم ،پس هستم...

آیا انسان برای مصرف کردن به دنیا آمده است ؟ آیا انسان برای استفاده از این جهان پا به هستی گذاشته است؟ در ابتدای امر سوال ساده ای به نظر می رسد ، اما با کمی تأمل می توان فهمید که این پرسش ما را بسوی حقایق عمیق تری رهنمون می کند پیش از این زیاد درباره آنها به تفکر و تعمق نپرداخته ایم و از تأثیراتشان بر هستیمان زیاد آگاه نبوده ایم.

تعریف «مصرف » و «مصرف گرایی»

پیش از هر بحثی باید مصرف کردن را تعریف کنیم . مصرف کردن در معنای عادی و هنجار آن یعنی استفاده درست و به اندازه از منابع طبیعی برای زنده ماندن و زندگی کردن. اگر کمی خط سیر تاریخی تمدن بشری را دنبال کنیم در می یابیم که قسمت عمده ستیز و جنگ های بشر نیز از زمانی شروع شد که انسان توانایی ذخیره منابع طبیعی و چیزهای با ارزش را پیدا کرد. تا اینجا کمتر کسی فکر منفی درباره مصرف کردن به ذهن راه می دهد و تقریبا همه موافق این نوع مصرف هستند.

اما زمانی که درباره واژه مصرف گرایی صحبت می کنیم معنای کلمه از ظاهر آن به ما رخ می نماید. این واژه بر رسم و آیین و راه و روشی در زندگی دلالت می کند که وجود انسان را فرا گرفته است و تأثیر عمیقی بر تفکرات و رفتار و در نهایت خوشبختی انسان می گذارد. در اینجا مصرف کردن با آنچه در پاراگراف قبل مطرح کردیم تفاوتی ماهوی دارد و نماینده فرهنگی جدید و قدرتمند در زندگی انسان است که نخستین رگه های آن را می توان از انقلاب صنعتی در جهان غرب پیگیری کرد.

پس تا اینجا باید دریافته باشید که بنده دو نوع مصرف خوب و بد را در نظر دارم و وجه تمایزی بین معانی مختلف این کلمه قایلم. اما ادعای این تفاوت رااز کجا آورده ام ؟ باید بگویم که این تمایز را می توان با یررسی دو عامل مهم به صورت دو سوال اساسی استنباط کرد :

1- چه چیزی مصرف می کنیم ؟

2- در کل به چه علتی مصرف می کنیم ؟

چه چیزی مصرف می کنیم

واقعیت این است که جامعه صنعتی امروز و غول های اقتصادی و شرکت های بزرگ برای رسیدن به مقاصد خود از انسان این عصر یک مصرف کننده تمام عیار می سازند و با قدرت عظیم تبلیغات مسخ کننده خود در انسان نیازهای غیرواقعی و زاید بوجود می آورند و به موازات آن با عرضه محصولات به ظاهر متفاوت و در اصل یکسان که قسمت اعظم آنها واقعا به درد انسان نمی خورد ، مردم را به خرید این محصولات وا می دارند. در جامعه امروز اگر فلان یا بهمان محصول استفاده نکنی و بدتر اینکه آنرا زاید بدانی با انتقادات تندی مواجه می شوی که بی کلاس ! و متحجر و عقب افتاده خطابت می کنند.

آنچه امروز در سراسر دنیا تبلیغ می شود این است که انسان باید مصرف کند ، چه چیز را ؟ آنچه ما تولید می کنیم. صرف نظر از اینکه آیا واقعا انسان امروز به آن احتیاج دارد یا خیر. در حقیقت انسان در این کارزار به مصرف کننده بی اراده ای تبدیل شده که به خیال خام خود در انتخاب آزاد است. البته آزاد است که در انتخاب یک محصول بجای فلان کارخانه از بهمان کارخانه خرید کند اما معمولا آگاه نیست که در خرید آن محصول مختار نیست و صرف نظر از مارکی که خرید می کند آن محصول را حتما باید بخرد. اوج این بایدها را در خریدهای جهیزیه می توانید به عینه ببینید.

چرا مصرف می کنیم ؟

انسانی که در یک ماشین قوی اجتماعی -که لازمه زندگی صنعتی امروز است- به یک مهره تبدیل شده باشد هویت و اصالت فردی خود را از دست می دهد.

تاکید ما بیشتر بر عکس العملی است که انسان تنهای امروز با پناه بردن به مصرف از خود نشان می دهد. این زیاده خواهی در مصرف که در واقع چراغ سبزی است به زیاده خواهان و طماعان برای سوءاستفاده از انسان ، ناشی از این احساس در انسان است که آن آزادی و هویت از دست رفته را می تواند با مصرف کردن به دست بیاورد و با مصرف کردن اطمینان بیابد که هنوز به معنای روحی و روانی کلمه هست و می زید.

ما خانواده های ایرانی باید برنامه و هدف مشخصی داشته باشیم و فرزندانمان در محیطی رشد کنند که زندگی هدفمند را بیاموزند. شما خانواده ای را تصور کنید که مادر آن خانواده مشتری پرو پا قرص وسایلی است که هر روز تبلیغ می شود از لوازم آشپزخانه ای که بعد از چند بار استفاده به آرشیو لوازم غیر قابل استفاده می پیوندد تا لوازم آرایشی و بهداشتی که بر خلاف بروشور های پر طمطراقشان بی تاثیرند .

فرندان ما از ما می آموزند مصرف کننده ای بی چون و چرا باشند یابا استفاده از قدرت انتخابشان، به قدر ضرورت و نیاز مصرف کنند.امسال سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری شده است و شایسته است که الگوی مصرف خود و خانواده مان

را از مصرف زدگی به سمت انتخاب واقع بینانه بر اساس نیازمان سوق دهیم.

منبع : جهان نیوز- با تغییر و تلخیص

چرا باید الگوی مصرف را اصلاح کنیم؟

مقام معظم رهبری (مدظله العالی) امسال را سال اصلاح الگوی مصرف نام نهادند تا آغاز سال نو، آغاز تحولی باشد در اندیشه و نگاه ایرانی به آنچه داریم و به راحتی از دست می دهیم؛ آغاز تحولی باشد برای مدیریت مصرفو میزان برخورداری از ذخایر ملی.

مقام معظم رهبری امسال را سال اصلاح الگوی مصرف نامیدند و این نام گذاری هوشمندانه، بی شک؛ نشان از تدبیر و درایت ایشان دارد، زیرا ایران با همه ثروت ها و دارایی های خدادادی اش، با برخورداری از ذخایر بی بدیل و متنوع طبیعی و با داشتن امکانات و استعداد ذاتی برای بهره وری – چه از نظر تنوع زیستی و چه از نظر هوش و استعداد انسانی – نسبت به همتایان خود بیش ترین میزان ضایعات و تلف کردن امکانات را داراست که اگر نگوییم در این زمینه رکورد زده است، ولی – متأسفانه – باید اقرار کنیم که میزان آن خیلی بیش تر از میزان معقول و طبیعی است.

ایران با موقعیتی که از نظر جغرافیایی و طبیعی دارد و با توجه به دارایی هایی که همواره استعمارگران و غارتگران را برای تصرف و اشغال خود وسوسه کرده، از استعداد ذاتی تبدیل شدن به قدرت بلامنازع در دنیا برخوردار است، ولی آنچه امروز می بینیم، هر چند به مدد الهی و همت بلندنظران و دلسوزانش شایسته تحسین است، ولی از جایگاه واقعی آن بسیار فاصله دارد. ایران به کشوری قدرتمند تبدیل نخواهد شد، اگر همه ما نخواهیم و برای رسیدن به آن تلاش نکنیم.

مردم ایران در طول تاریخ نشان داده اند که دست اندازی بیگانگان را بر ذخایر خود بر نمی تابند و به سخت ترین شکل با آن برخورد خواهند کرد. با این حال، ایران چیزی نیست که سودای به چنگ آوردنش، به این آسانی بیگانگان را رها سازد. دشمنان بیکار ننشسته اند و به همین منظور راهی نو در پیش گرفته و نیرنگی تازه به کار بسته اند تا به شیوه ای غیرمستقیم بهره ببرند. آنان کوشیده اند ایران بازاری باشد برای آنچه آنان می خواهند و می سازند.

امام خمینی(ره)، رهبر کبیر انقلاب، با هوشمندی فراوان، زمانی که انقلاب گام های نخست خودکفایی را برمی داشت، مؤکدانه مردم را از افتادن در این دام برحذر باشند. ایشان می دانستند که غرب برای به دست آوردن ایران از تلاش باز نخواهد ایستاد و به این نیرنگ پی برده بودند که آنها می خواهند کشور ما بازار فروش کالاهای تولیدی آنها باشد.

متأسفانه، ما در این سال ها کم تر به توصیه های پدرانه و دلسوزانه ایشان عمل کرده ایم و نه تنها به دام مصرف افتادیم، که حتی داشته های خود را نیز به راحتی از بین برده ایم و اسراف می کنیم. این مسئله، اکنون، به قدری عیان گشته است که باری دیگر آن توصیه های مشفقانه، این بار بر زبان مقام معظم رهبری جاری گشت و در پیام نوروزی امسال فرمودند: «ما دچار اسراف هستیم و اجمالاً عرض می کنم بسیاری از منابع کشور دچار اسراف های ماست به هدر می روند و این امر منتهی به افزایش شکاف بین فقرا و اغنیا می شود».

این موضوع عزمی ملی می طلبد. امید است در سایه رهنمودهای رهبر فرزانه انقلاب و با اتکا به خود و دلسوزی همه آحاد جامعه، در حفظ داشته ها و برخوردار شدن از آنها به بهترین شکلی که ممکن است. امسال شاهد ایرانی سربلند و سرافراز باشیم.

از خود بپرسیم چرا ایران به تنهایی به اندازه تمام اروپا گازمصرف می کند؟ شاید پاسخ به این پرسش ساده، ما را کمی در رسیدن به این هدف یاری دهد.

اصلاح الگوی مصرف

اولین فعالیت ما با توجه به نام گذاری امسال (1388)به نام " اصلاح الگوی مصرف در تمام زمینه ها " در زمینه اصلاح الگوی مصرف در دانشگاهها و بخصوص دانشگاه یاسوج میباشد ...

هدف از ساخت این وبلاگ چیست ؟

به نام خدا

جای خالیشو حس میکردم ..